مقدمه
یکی از مزایایی که پیغمبران علیهم
السلام بوسیلهی آن از سایر انسانها
امتیاز یافتهاند. دوری آنها از ارتکاب معاصی، رو برتافتن از شهوات و اجتناب از
هر چیزی که مخل مروت یا به هدردهنده کرامت و اسباب انحطاط قدر و منزلت انسانی
است... آنها از نظر اخلاقی کاملترین و از نظر عمل پاکیزهترین و از حیث روان و
درون تمییزترین و از نظر سیره و رفتار معطرترین انسانها بودهاند، چرا اینطور
نباشند در حالی که ایشان قدوه بشر و اسوه حسنه انسانیت به شمار رفتهاند به همین
خاطر است که خداوند جل شأنه امر کرده به ایشان اقتداء ورزیم و متخلق به اخلاق
ایشان شویم و در تمامی شئون زندگیمان طبق روش و برنامهی ایشان حرکت نماییم.
خداوند فرموده: ﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۖ فَبِهُدَىٰهُمُ
ٱقۡتَدِهۡۗ قُل لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًاۖ إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ
لِلۡعَٰلَمِينَ ٩٠﴾ [الأنعام: 90].[1] و فرموده: ﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ
حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ
كَثِيرٗا ٢١﴾ [الأحزاب: 21].[2]
عصمت در زبان عربی به معنی منع
است، گفته میشود : «عصمه بعصمة عصماً» یعنی او را منع کرد و بازداشت، و«إعتصم
فلان بالله» وقتی که به وسیله خدا یا لطف او از معصیت دوری کند، و به عنوان ملکهای
که با آن نفس از معاصی و گناهان بازداشته میشود، تعریف شده است، یا اینکه مانع از
معاصی شده است ،[3]
رازی میگوید: «پناه بردن به چیزی است در منع از افتادن در آفت و بلا».[4] به همین معنی است واژهی عصمت در فرمودهی
خداوند: ﴿قَالَ
سََٔاوِيٓ إِلَىٰ جَبَلٖ يَعۡصِمُنِي مِنَ ٱلۡمَآءِۚ﴾ [هود: 43].[5]
همچنین فرموده خداوند: ﴿وَلَقَدۡ
رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفۡسِهِۦ فَٱسۡتَعۡصَمَۖ﴾ [یوسف: 32].[6] در حدیث شریف آمده است: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا
أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَيُقِيمُوا
الصَّلاَةَ، وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ. فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّى
دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ»[7] مأمور شدهام با مردم به جنگ بپردازم تا آنگاه که
کلمه شهادت لا إله إلا الله ومحمد رسول الله... زبان میآورند، هرگاه این کلمه را بر زبان جاری کردند خون و مالشان از
ناحیه من محفوظ و در امان است مگر به حق اسلام و حسابشان با خدا است.
قرطبی گفته: عصمت را بدین علت عصمت
گویند چون مانع از ارتکاب معاصی میشود.
اما در اصطلاح شرع: عصمت در اصطلاح شرع یعنی حفظ نمودن خداوند انبیاء و
فرستادگان خود را از ارتکاب هر گونه معاصی و گناه و ارتکاب محرمات و منکرات... پس
صفت عصمت برای انبیاء ثابت و یکی از صفاتی است که خداوند بوسیله آن بر آنها ارج و
احترام نهاده و آنها را بر سایر انسانها امتیاز بخشیده است، این نعمت گرانبهای
خدایی جز انبیاء به هیچ احدی ارزانی نشده، زیرا خداوند آنها را از ارتکاب گناهان
کوچک و بزرگ مصون داشته... امکان ندارد گناهی از آنان صادر شود یا به مخالفت با
امر خداوند برخیزند.[8]
فلسفه این امر اینکه خداوند عز وجل دستور داده از ایشان تبعیت ورزیم و آنها را سرمشق
خود قرار دهیم و بر برنامه و روش آنان سیر و حرکت نماییم چون ایشان قدوه حسنه و
الگوی صالحه مخلوقات و نمونه کامل بشریت بودهاند، بنابراین اگر وقوع معصیت از
آنان صحیح باشد، معصیت به امری مشروع تبدیل میشود و آنگاه ملزم به پیروی از آنان
نخواهیم گردید که این هم غیرصحیح است، چون انبیاء پیشوا و رهبر بشریت هستند و
چگونه امکان دارد رهبر به فضایل امر کند و از منکرات باز دارد و خود مرتکب این
اعمال گردد!؟
گناه و معاصی حاکی از خباثت درون و
روح هستند و همانند کثافت و چرک که جسم را آلوده میکند درون را آلوده مینمایند
لذا به هیچ وجه صحیح نیست همچو نسبتی به پیغمبران بزنیم؟ در حدیث آمده که: معصیت
نجاست معنوی و درونی است.
«مَنْ أَصَابَ مِنْكُمْ مِنْ هَذِهِ
الْقَاذُورَاتِ شَيْئًا فَلْيَسْتَتِرْ بِسِتْرِ اللَّهِ فَإِنَّهُ مَنْ يُبْدِ
لَنَا صَفْحَتَهُ نُقِمْ عَلَيْهِ كِتَابَ اللَّهِ».
یعنی هرکسی مرتکب یکی از این
گندکاریها شود آن را پوشیده بدارد، چون هرکس صحیفه اعمال خود (گناهان خود) را بر
ما نمایان بدارد مجبور هستیم حد خدا را بر او جاری کنیم.
قول به عصمت انبیاء از نظر شرع و
عقل الزامی است یعنی چطور جایز است که فردی هم پیامبر باشد زیرا امکان دارد هم
دزد، هم راهزن، هم شرابخوار و هم زناکار و غیر اینها از آلودگیها و نجاساتی که
او را از الگو بودن میاندازند آنگاه شایستگی پیروی از سوی دیگران را نخواهند
داشت.
اگر سیره و رفتار پیغمبر، ملوث
باشد و صفای زندگیش بوسیله گناهان آلوده گشته باشد، آیا سخنش اثرگذار خواهد بود؟
بنابراین لازم است که زندگی پیغمبر
الگوی فضیلت و کرامت و درخشنده به نور هدایت، مزین به زینت عفت و طهارت و مملو از
صدق و صلاح باشد و «عصمت انبیاء» معنایی جز این ندارد.
در کتاب (العقيدة الإسلاميةباب صفة العصمة) [9] آمده است:
«از آنجا که ثابت شد که رسول در میان امتش سرمشق است، اقتداء به او در اعمال، اعتقادات،
اقوال و اخلاقش واجب است چون به شهادت خداوند او اسوه حسنه است (مگر در ویژگیهای
اختصاصی) و واجب است تمامی اعتقادات افعال، اقوال و اخلاقیاتش موافق شریعت خداوند
و در راستای اطاعت از او باشد و نباید در هیچ یک از عقاید و اعمالش، اخلاق و
اقوالش معصیت موجود باشد، زیرا اگر ثابت شود بعد از رسالت یکی از این معاصی از
رسول صادر شود معنایش چنین میشود که در حال معصیت نیز او را الگو بدانیم و این
خود نوعی امر به معصیت تلقی میشود که تناقضی است آشکار.
[1]) آنان کسانیاند که خداوند ایشان را هدایت داده است پس از هدایت
ایشان پیروی کن بگو: من در برابر تبلیغ دین، پاداش و مزدی از شما نمیطلبم. این
قرآن چیزی جز یادآوری و اندرز برای جهانیان نیست.
[2]) سرمشق و الگوی زیبایی در پیغمبر خدا برای شما است. برای کسانی که
امید به خدا داشته و جویای قیامت باشند و خدای را بسیار یاد کنند.
[6]) من او را به
خویشتن خواندم ولی او خویشتنداری و پاکدامنی کرد.
[7] - صحيح
البخاري مؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي المحقق: محمد زهير بن
ناصر الناصر الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد
فؤاد عبد الباقي) الطبعة: الأولى، 1422هـ (1/14) شماره حدیث: (25)
[8]- الشربینی :رد شبهات حول عصمة النبى صلى الله عليه وسلم فى ضوء
السنة النبوية الشريفة المؤلف: عماد السيد محمد إسماعيل الشربينى
[9] -کتابی است
نفیس در زمینهی عقیده اسلامی نوشتهی استاد عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی مدرس
دانشکده شریعت و معارف اسلامی در مکهی مکرمه.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر